آقای علوی! با برچسبزنی سیاسی، نمیتوان صدای منتقدان را خاموش کرد
نقدی بر روایت جهاننیوز از اختلافات شورای شهر تهران؛ وقتی مطالبهگری با سیاسیکاری اشتباه گرفته میشود
هادی امانی
اظهارات اخیر سیداحمد علوی، عضو شورای اسلامی شهر تهران، درباره سیاسیکاری برخی اعضای شورا و متهم کردن منتقدان طرحهای شهرداری به مانعتراشی در مسیر خدمترسانی به مردم، پرسشهای جدی و قابل تأملی را مطرح میکند؛ پرسشهایی که نمیتوان با چند برچسب سیاسی و متهم کردن منتقدان به همراهی با رسانههای زاویهدار یا دادن پاس گل به ضدانقلاب، از کنار آنها گذشت.
آقای علوی! اگر مخالفت با برخی تصمیمات و عملکردهای شهرداری تهران را سیاسیکاری میدانید، بهتر است پیش از متهم کردن همکاران خود، دقیقاً توضیح دهید کدام انتقاد، با چه مستنداتی و بر اساس کدام ضابطه، برخلاف منافع مردم تهران است؟ آیا هر انتقادی از عملکرد شهردار محترم تهران، الزاماً به معنای مخالفت با خدمترسانی به مردم یا جلوگیری از ثبت موفقیت به نام علیرضا زاکانی است؟ مگر شورای شهر محل نظارت، پرسشگری و دفاع از حقوق شهروندان نیست؟
اگر روی سخن این اظهارات با سردار امانی و تعدادی از اعضاء محترم امام منتقد شورای شهر است، باید گفت که انتخاب چنین مسیری برای تخریب منتقدان، نهتنها کمکی به حل مشکلات شهر نمیکند، بلکه میتواند مصداق روشن سیاسیکاری باشد.
سردار امانی شخصیتی نیست که بتوان سوابق و کارنامه او را با چنین اتهاماتی زیر سؤال برد. سابقه مبارزاتی در دوران رژیم پهلوی و دستگیری توسط ساواک، حضور از ابتدای تشکیل سپاه پاسداران و فعالیت در سطوح مهم این نهاد انقلابی، مسئولیتهای مدیریتی و اجرایی در نیروی انتظامی و شهرداری تهران و حضور در شورای شهر، بخشی از کارنامهای است که باید با انصاف و شناخت کافی درباره آن قضاوت کرد.
او همچنین جانباز دوران دفاع مقدس و از خانوادهای رزمنده و شهیدپرور است؛ شخصیتی که دستکم بر اساس مواضع و مطالبات مطرحشدهاش در شورای شهر، پیگیری مشکلات کارکنان شهرداری و دفاع از حقوق مردم تهران را از وظایف خود میداند. آیا طرح مطالبات این قشر و فریاد زدن مشکلاتی که به اعتقاد او نیازمند رسیدگی است، باید به حساب سیاسیکاری گذاشته شود؟
دیگر اعضای منتقد شورا نیز هرکدام سوابق و کارنامهای دارند که شایسته است پیش از هرگونه قضاوت سیاسی، منصفانه بررسی شود. اختلافنظر در یک نهاد انتخابی، بهخودیخود نه نشانه انحراف است و نه دلیلی برای زیر سؤال بردن تعهد و سوابق افراد. اگر نقدی نادرست است، پاسخ آن باید با سند، آمار و استدلال داده شود، نه با متهم کردن منتقدان به همصدایی با دشمنان.
وعدهای که نباید فراموش شود
نکته مهمتر آن است که نگاه و ارزیابی نگارنده نسبت به دکتر زاکانی ممکن است با برخی منتقدان شورای شهر یکسان نباشد؛ اما این اختلاف دیدگاه، چیزی از ضرورت پاسخگویی شهردار و اعضای شورا کم نمیکند.
مردم تهران به وعدههایی رأی دادند که در فضای انتخابات مطرح شد. بسیاری از شهروندان انتظار داشتند تجربه مدیریت شهری دوره محمدباقر قالیباف، با رویکردی مشابه و با تأکید بر کارآمدی، عمران، خدمترسانی و حل مشکلات روزمره مردم ادامه پیدا کند. اما آیا آنچه پس از پیروزی در انتخابات اتفاق افتاد، با همه آن انتظارات و وعدهها انطباق داشت؟
آیا امروز نمیتوان درباره عملکرد شهرداری، اولویتهای مدیریت شهری، نحوه هزینهکرد منابع، وضعیت کارکنان شهرداری و میزان تحقق وعدههای انتخاباتی پرسش کرد؟ آیا قرار است هرکس به عملکرد مدیریت شهری انتقاد دارد، بهجای دریافت پاسخ کارشناسی، در مظان اتهام سیاسیکاری قرار گیرد؟
وفاداری به انقلاب و مردم، به معنای چشمپوشی از ضعفهای مدیریتی نیست؛ همانطور که انتقاد از یک مدیر نیز به معنای مخالفت با اصل نظام یا تضعیف جبهه انقلاب نخواهد بود.
اگر واقعاً هدف، خدمت به مردم تهران است، باید میدان گفتوگوی مستند و نظارت مؤثر را باز گذاشت. شهردار محترم باید از عملکرد خود دفاع کند، منتقدان باید مستنداتشان را ارائه دهند و اعضای شورا نیز بهجای صفبندیهای سیاسی، درباره نتایج تصمیماتشان به مردم پاسخگو باشند.
در نهایت، آقای علوی و دیگر اعضای محترم شورای شهر باید بدانند که مردم تهران به برچسبزنی نیاز ندارند؛ آنها نتیجه میخواهند. نتیجه در کیفیت زندگی، کاهش مشکلات شهری، رسیدگی به مطالبات کارکنان، شفافیت در تصمیمگیری و تحقق وعدههایی سنجیده میشود که پیش از انتخابات به مردم داده شد.
بهتر است بهجای آنکه منتقدان را به تغییر رفتار دعوت کنیم، همه اعضای شورا و مدیران شهری ابتدا کارنامه خود را در برابر افکار عمومی قرار دهند. آنگاه مشخص خواهد شد چه کسی در مسیر مطالبهگری و خدمت به مردم حرکت میکند و چه کسی، آگاهانه یا ناآگاهانه، اختلافنظر مدیریتی را به مناقشهای سیاسی تبدیل میکند.
هادی امانی
تحلیلگر و فعال رسانهای


























