بحران دریاچه ارومیه را جدی بگیریم
به گزارش هشدارنیوز ؛ هژبر یوسفیانی در یادداشتی که برای هشدارنیوز ارسال کرد نوشت : امروز شاهدیک ابر بحران به نام دریاچه ارومیه هستیم که در همین لحظه که این گفتار را تقدیم مینمایم که در بدترین شرایط بقای خود است و شاید در این وقت اضافه ، کاری نکنیم بدون شک هزینه های گزاف و تبعات غیر قابل جبران را بر ما و بخصوص ایران تحمیل خواهد شد ! در این گفتار بیشتر مایلم به هزینه ها و مشکلات پیش رویی که بر اثر این بحران تحمیل خواهد شد را خدمت شما تقدیم نمایم ! مرحوم دریاچه ارومیه بزرگترین دریاچه آب شور جهان است که میزان نمک موجود در آب این دریاچه چندین برابر دریاهای آزاد جهان است و بحران اصلی و جدی در خصوص خشک شدن این دریاچه بخاطر همین نمک است که در صورتی که محلول در آب نباشد امکان سوار شدن آن بر دوش باد و سفر آن به دور دستها و پخش شدن آن در سایر مناطق ایران است که همین پدیده نه تنها موجب شور شدن خاک مناطق تحت سلطه بادهای نمکی میشود بلکه این بحران به صورت یک تومور سرطانی همیشه در حال پیشرفت و گسترش شعاع جغرافیایی میگردد ، طبق محاسبات تا 10 سال اول استانهای آذربایجان غربی و شرقی و اردبیل و زنجان و قسمتی از استان قزوین را درگیر مینماید و در 15 الی 20 سال بعد از خشک شدن کامل این بحران نمک به استانهای البرز و تهران نیز خواهد رسید . این بحران ریزگردهای نمک فقط موجب شور شدن خاک و مرگ کشاورزی و در ادامه دامداری نمیشود بلکه در آن مناطق به دلیل معلق بودن نمک در هوا حتی امکان حیات را از موجودات زنده سلب خواهد نمود ! برای مثال هم اکنون با وزش باد یا بروز طوفان شاهد مشکلات ریوی و حتی انواع آلرژیهای پوستی و تنفسی و یا عفونهای چشمی و ریوی هستیم و این مشکل برای افرادی که اکنون در نزدیکی این دریاچه زندگی میکنن کاملا محسوس است . حال تمام این مشکلات را برای خطه شمال غرب و برخی از نواحی مرکزی ایران در نظر بگیرید ! و از همه مهمتر اینکه باز به علت معلق ماندن نمک در هوا امکان باروری ابرها و بارش های آسمان کم یا به صفر میرسد که این مهم خود موجب تغییر اقلیم شده و این تومور سرطانی در قالب بیابان زایی و تولید کویر خود را بروز و نشان میدهد ! حاصل تمام موارد مطروحه فوق به اختصار یک هشدار بزرگ را به ما نوید میدهد که ما از نهایتا 10 سال بعد شاهد کوچ اجباری حدود 20 میلیون نفر از مناطق شمالغرب ایران به مناطق شمالی و جنوبی ایران( که دارای دریا و آب است ) خواهیم بود که این جمعیت ، عمده دارایی خودرا که شامل خانه و زمین کشاورزی و باغی و حتی کسب و کار خود را از دست داده اند و فاقد هرگونه سرمایه ای هستند . حال 2 راه بیشتر نداریم ، یا به هر قیمتی دریاچه عزیز ارومیه را زنده و سرحال و سرپا نماییم یا از امروز برای این جمعیت که محکوم به کوچ اجباری خواهند بود تدابیر لازمه را بیاندیشیم ! وگرنه تاکید میکنم ، تاکید میکم و باز هم تاکید میکنم که کشور را وارد بحرانهای جدی حتی متاسفانه جنگ داخلی و یا درگیریهای بزرگ جهت غصب محیطی برای زندگی و برآوردن تمام نیازهای انسانی خواهیم شد ! حال فرض کنید برای این جمعیت خانه هایی ساخته شود ، آیا هزینه و بودجه آن کمتر از احیای دریاچه ارومیه است ؟ آیا این اماکن مسکونی نیاز به محیطهایی جهت آموزش ، ورزش و درمان ندارند ؟ باز هزینه تحمیلی آیا کمتر از احیای دریاچه ارومیه است ؟ مشکلات و بحرانهای اجتماعی حاصله از فشارهای روانی و اختلافات فرهنگی تا چند نسل این جمعیت و جمعیت میزبان را همراهی نخواهد نمود ؟ آیا هزینه ی تحمیلی کمتر از احیای دریاچه ارومیه است ؟ در گفتار بعدی به بررسی راه حلهای احیای نگین فیروزه ای ایران زمین تا حد توان علمی خود بررسی خواهم نمود و امیدوارم که بتوانم قدمی ولو کوچک در راستای حل این بحران برداریم . با تشکر ، هژبر یوسفیانی


























