غارت منابع در شمال آفریقا و غرب آسیا
به گزارش هشدارنیوز به نقل از مشرق نیوز ؛ برای دموکراسی، حقوق بشر، مبارزه با سلاحهای هستهای و شیمیایی، مبارزه با تروریسم یا هر عنوان پُر طمطراقی که آمریکا و متحدانش برای هجوم به سرزمینی برگزیدند، بُعد پنهان و انگیزهای نهان است که دیگر قابل کتمان برای هیچکسی نیست و بسیاری از تحلیلگران و نمایندگان و سناتورهای آمریکا و اروپا هم به آن معترفند: «غارت»؛ موضوعی که نه در لابلای هزاران سند میتوان کشف کرد که حتی دونالد ترامپ رئیسجمهور سابق آمریکا هم بیهیچ تعارف و پردهپوشی به آن اشاره کرده و بارها گفته بود که حضور نظامیان آمریکا در منطقه غرب آسیا صرفاً برای نفت است، نه نجات مردم این منطقه از ترور، دیکتاتوری و جنگ!
اشاره رهبر معظم انقلاب به غارت منابع منطقه را در همین راستا میتوان ارزیابی کرد؛ معضلی که به واسطه حضور غرب ایجاد و منشاء نابسامانیهای کوچک و بزرگ در این بخش از کره خاکی شده است.
حضور صد ساله ایالات متحده آمریکا در غرب آسیا یا همان خاورمیانه معروف و شمال آفریقا، منابع طبیعی و ثروت سرزمینی این بخش از جهان را که سهم و حق مردمان خود منطقه بوده، از دست آنها خارج و به دست دولتمردان غربی سپرده است و نکته قابل تأمل و اسفبار اینکه آمریکا، این غارتگری را در شورای امنیت سازمان ملل و دیگر نهادهای بینالمللی با ادعای ایجاد صلح و امینت و تأکید بر مقابله با بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی توجیه کرده است؛ در حالی که خود در ترویج این بحرانها مهمترین نقش را داشته است.

لیبی کشوری در شمال آفریقا با ثروت عظیم نفتی نمونهای از سرزمینهاییست که اروپا و آمریکا به بهانه حمایت از معترضان به نظام سیاسی این کشور، وارد آن شدند، «معمر قذافی» حاکم لیبی را سرنگون و کنترل امور اقتصادی و نفتی این کشور را بر عهده گرفتند؛ کشوری که سال ۲۰۰۷ و کمی پیش از آغاز اغتشاشات، با ۴۱.۵ میلیارد بشکه ذخایر نفتی، نهمین کشور نفتی جهان شناخته میشد و اینک بهعنوان غول نفتی جدید باید در چنگ آمریکا و اروپا قرار میگرفت. نشریه آمریکایی نیویورک تایمز بعدها و در سال ۲۰۱۶ با انتشار مقالهای، یکی از اهداف آمریکا از سرنگونی «قذافی» و نابودی لیبی را تصاحب ثروت طبیعی آن سرزمین عنوان کرد.
در همان روزهای ابتدایی بحران در لیبی هم یکی از اعضای ارشد کمیته منابع مجلس آمریکا، از تصمیم «باراک اوباما» رئیسجمهور وقت آمریکا برای مداخله در لیبی حمایت و بهصراحت علت اصلی حمله به طرابلس را نفت اعلام کرد و گفت که واشنگتن برای نفت در لیبی هست و دلیل دخالت ما تضمین ۵ میلیون بشکه نفت روزانهایست که از اوپک وارد میکنیم.
غارت عیان دیگر آمریکا، منابع سوریه بود. وزارت نفت سوریه نهم اوت (۱۸ مرداد) سال گذشته در بیانیهای نیروهای اشغالگر آمریکا و متحدان آنها را به سرقت روزانه حدود ۸۳ درصد نفت این کشور (۶۶ هزار بشکه) از میادین تحت اشغال نیروهای آمریکایی و شبه نظامیان تحت حمایت آنها در شرق و دیگر مناطق شمالی سوریه متهم و این موضوع تلخ را هم یادآور شد که بخش نفت سوریه از ابتدای جنگ تا اواسط سال گذشته حدود ۱۰۵ میلیارد دلار در نتیجه عملیات سرقت نفت آمریکا متحمل خسارت شده است.
یک سال بعد هم وزارت خارجه سوریه نتیجه شوم حضور و دخالت آمریکا در سوریه را سرقت و هدر دادن بالغ بر ۳۴۱ میلیلون بشکه نفت اعلام کرد و در نشریح جزییات آن گفت: آمریکا روزانه ۱۰۰ تا ۱۳۰ هزار بشکه نفت از سوریه غارت میکند که در برهه اخیر به ۱۵۰ هزا بشکه نیز رسیده همچنین ۵۰ میلیون متر مکعب گاز و ۴۱۳ هزار تن گاز خانگی با ارزش ۲۱ میلیارد دلار سرقت کرده است. بالغ بر ۳ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار، سازه تخریب و سرقت شده و بمباران سازههای نفتی و گازی توسط ائتلاف موسوم به ضد داعش، دو میلیارد و ۹۰۰ میلیون دلار آسیب وارد کرده است.
نتیجه لشکرکشی آمریکاییها به افغانستان پس از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و اینبار هم با ادعای مبارزه با تروریسم، غارت منابع طبیعی این کشور بود؛ منابعی عمدتاً معدنی و فلزی و به ارزش تقریبی ۳ تریلیون دلار که برای اکتشاف آنها در همان سالهای نخست درکنار نظامیان، معدنداران و زمینشناسان آمریکایی هم وارد افغانستان شدند.
و در نهایت عراق، همسایه غربی ایران، که غارت منابع طبیعی و انرژی آن از سوی غربیها برای ایرانیان عینیتر و ملموستر از دیگر کشورهاست و حضور مداخلهگرانه ایالات متحده و انگلیس در این کشور که از دوهه قبل با ادعای وجود سلاحهای شیمیایی به عراق حمله کردند، تاکنون تداوم دارد؛ ادعایی که هرگز اثبات نشد اما بهانهای برای لشکرکشی و تحت کنترل گرفتن چاههای نفت و بانک مرکزی و منابع طبیعی آن از معادن و فلزات تا آثار تاریخی را فراهم کرد.
درپی نابسامانیهای حاصل از جنگ در عراق، شرکتهای آمریکایی و انگلیسی کوشیدند با امضای قراردادهای طولانیمدت که مدت زمان آن گاهی به نیم قرن هم میرسد، نفت عراق را به ثمنبخس برده و کنترل این صنعت را به دست گیرند. اداره اطلاعات انرژی ابالات متحده به تازگی اعلام کرده که صادرات نفت عراق به آمریکا در ماه گذشته (سپتامبر) بیش از ۶ میلیون بشکه بوده است اما نکته قابل تأمل آنکه واشنگتن از سال ۲۰۰۳ و پس از حمله به عراق به این نتیجه رسید که باید از اموال مردم عراق در برابر شکایات احتمالی کشورها از اقدامات «صدام حسین»، درآمدهای نفتی عراق را به حسابی در فدرال رزرو آمریکا واریز کند؛ تصمیمی که پس از پرداخت غرامت به کویت و تأکید سازمانهای بین المللی مبنی بر عدم وجود هرگونه شکایت جدید، همچنان پابرجاست و هنوز هم درآمدهای نفتی عراق به همان حساب در بانک مرکزی آمریکا واریز میشود و کابوها همچنان بر این اموال که به حدود ۱۱۵ ملیارد دلار رسیده، نظارت دارد و عراق نمیتواند حتی یک دلار از آن را بدون موافقت بانک مرکزی آمریکا برداشت کند!
این تصمیم چپاولگرانه در قراردادهای نفتی میان دولت بغداد و شرکتهای نفتی غربی هم به نوعی دیگر تکرار شده است که قرارداد عظیم نفت، گاز و انرژیهای تجدیدپذیر عراق و شرکت فرانسوی «توتال انرژی» نمونهای از آن است؛ قراردادی به ارزش ۲۷ میلیون دلار که امضای آن دو سال طول کشید و در حالی منعقد شد که دولت عراق موافقت کرد سهم ۳۰ درصدی را که کمتر از درخواست اولیه بود، در پروژه بگیرد و شرکت توتال انرژی ۴۵ درصد سهم از این پروژه خواهد داشت و سهم شرکت قطر انرژی هم ۲۵ درصد است.
کمیسیون بودجه آمریکا سال گذشته هزینههای مادی جنگ در عراق را برای آمریکا رقمی معادل ۱.۹ تریلیون دلار برآورد کرد؛ رقمی که باید بهنوعی از ثروت ملی عراق تأمین شود و حاصل آن را میتوان در نتایج یک نظرسنجی به خوبی دریافت که ابتدای سال جاری در عراق انجام شد و حکایت از آن داشت که ۵۱ درصد شهروندان عراقی معتقدند آمریکا با هدف غارت منابع نفت و گاز عراق در سال ۲۰۰۳ به کشورشان حمله کرده و ادعاهای آمریکاییها مبنی بر حمله با هدف سرنگونی رژیم بعث صحت ندارد. به یقین در صورت انجام چنین نظرسنجیهایی در کشورهای دیگر منطقه نیز پاسخهای مشابهی از مردم دریافت خواهد شد که برای سران و دولتهای آنها، هشداری مهم ارزیابی میشود.


























